دیکشنری فارسی

hurry-scurry or hurry-skurry

معنی کامل و مثال‌ها

/-sku_r´ē/adj., adv., n., vi.

● جنب و جوش، بیا و برو، شلوغ و پلوغی، درهم و برهمی

● با دستپاچگی عمل کردن، شورتی‌گری، تند و بد کار کردن، شلوغ پلوغ کردن

● درهم و برهم، شلوغ پلوغ، نابسامان

● به طور درهم و برهم، با آشفتگی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن