hurry-scurry or hurry-skurry
معنی کامل و مثالها
/-sku_r´ē/adj., adv., n., vi.
● جنب و جوش، بیا و برو، شلوغ و پلوغی، درهم و برهمی
● با دستپاچگی عمل کردن، شورتیگری، تند و بد کار کردن، شلوغ پلوغ کردن
● درهم و برهم، شلوغ پلوغ، نابسامان
● به طور درهم و برهم، با آشفتگی