دیکشنری فارسی

husky (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/hus´kē/n., pl.

● سگ سورتمه‌کش، سگ قطبی، سگ سیبری

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن