دیکشنری فارسی

hustings

US'hʌstıŋz

معنی فارسی

سکوي معرفي ،

سکويي که روي آن ايستاده نامزدهاي پارلمان

رامعرفي ميکردند

معنی کامل و مثال‌ها

/hus´tiŋz/n.pl.

(در اصل - انگلیس) کنکاشگاه، مجلس بحث و شور

(سابقا - انگلیس) سکوب ویژه‌ی معرفی و نطق نامزدهای انتخاباتی

مبارزات انتخاباتی، فعالیت‌های انتخاباتی

محل انجام سخنرانی‌های انتخاباتی

مسیر نامزد انتخاباتی (در سفرهای مبارزاتی شهر به شهر)

ریشه و کاربرد

Noun

A meeting at which candidates in an election address potential voters.

ریشه

Old Norse 'hústhing', meaning 'household assembly held by a leader'.

مثال

  • The candidate made his case at the hustings.
  • She was nervous before her first hustings.
  • The hustings were held in the town square.

ترکیب‌های رایج

Political hustings Election hustings Candidate hustings

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن