دیکشنری فارسی

hutch

UKhʌtʃ UShʌtʃ

معنی فارسی

قفس (خرگوش و غيره) ،

جعبه ، صندوق

معنی کامل و مثال‌ها

/huch/n., vt.

(ظرف برای انبار کردن) صندوق، جعبه، گنجانه، قفسه، یخدان

کمد چینی آلات (در پایین کشو دارد و در بالا تاقچه)

(جانوران کوچک) لانه، مرغدان، آغل

رجوع شود به: hut

(معدن) تغار خاکه شویی، تشتک

واگن یا کامیون (ویژه‌ی حمل خاک معدنی از معدن)

در صندوق (و غیره) انبار کردن

ریشه و کاربرد

ریشه

Middle English, from Old French 'huche'.

مثال

  • The rabbit was kept in a hutch in the garden.
  • She stored her china in the hutch in the dining room.
  • The hutch was filled with old books and papers.

ترکیب‌های رایج

Rabbit hutch Kitchen hutch Wooden hutch Antique hutch China hutch

تعریف انگلیسی

noun
  1. a cage (usually made of wood and wire mesh) for small animals
  2. small crude shelter used as a dwelling

مترادف‌ها

noun
1. Chest, coffer, bin.
2. Trap (as for rabbits).
3. (Mining.) Box (for coal).

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن