دیکشنری فارسی

hydro (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/hī´drō´/adj., n., pl.

● (عامیانه)

● نیروی هیدروالکتریک، برقاب نیرو

● نیروگاه هیدروالکتریک، نیروگاه برقابی

● (کانادا) هیدروالکتریک، برقاب

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن