hydro-
معنی کامل و مثالها
/hī´drō/
● پیشوند:
● آب، آبانه [hydrometer]
● هـیدروژندار، هـیدروژنی [hydrocyanic acid]
/hī´drō/
● پیشوند:
● آب، آبانه [hydrometer]
● هـیدروژندار، هـیدروژنی [hydrocyanic acid]
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن