hydrosol
US'haıdrə'sɔl
معنی فارسی
آب پخشه
معنی کامل و مثالها
/hī´drō sôl´/n.
● (هرچیزی که آب عامل معلق ساز و پخشگر آن باشد) آب پخشه
آب پخشه
/hī´drō sôl´/n.
● (هرچیزی که آب عامل معلق ساز و پخشگر آن باشد) آب پخشه
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن