دیکشنری فارسی

hydrothermal

US'haıdrəu'θə:məl

معنی فارسی

وابسته به عمل آبهاي گرم در پوسته ء زمين

معنی کامل و مثال‌ها

/hī´drō thu_r´mǝl/adj.

● (وابسته به آب گرم و اثر آن در تولید چشمه‌ها و مواد معدنی و توزیع آنها) آب گرمایی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن