hype (1)
معنی کامل و مثالها
/hīp/n., vt.
● مخفف: hypodermic
● (خودمانی) معتاد (به هروئین و غیره)
● (خودمانی) تحریک کردن (معمولا با مواد مخدر)، انگیزاندن، سرحال آوردن، سرکیف آوردن، نشئه شدن یا کردن
Hossein seemed hyped up
حسین نشئه به نظر میرسید.
/hīp/n., vt.
● مخفف: hypodermic
● (خودمانی) معتاد (به هروئین و غیره)
● (خودمانی) تحریک کردن (معمولا با مواد مخدر)، انگیزاندن، سرحال آوردن، سرکیف آوردن، نشئه شدن یا کردن
Hossein seemed hyped up
حسین نشئه به نظر میرسید.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن