hyper-
معنی کامل و مثالها
/hī´pǝr/
● پیشوند:
● زیاده، بیش از حد معمول، بس -، بیش -، پر -، مه - [hypercritical]
● موجود در فضای چهار بعدی یا بیشتر [hyperoxide و hyperplane]
● (شیمی - قدیمی) رجوع شود به: per-
/hī´pǝr/
● پیشوند:
● زیاده، بیش از حد معمول، بس -، بیش -، پر -، مه - [hypercritical]
● موجود در فضای چهار بعدی یا بیشتر [hyperoxide و hyperplane]
● (شیمی - قدیمی) رجوع شود به: per-
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن