دیکشنری فارسی

hypo (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/hī´pō/n., pl.

● رجوع شود به: hypodermic

● رجوع شود به: hypochondriac

● (خودمانی) سر کیف آوردن (با مواد مخدر)، نشئه کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن