دیکشنری فارسی

hypostasis(hi-or hi-)[pl-ses]

معنی فارسی

فرض زمينه پايه اساس - گوهر ذات ذات فرضي (طب) ته نشست

واژه‌های دیگر با معنی «فرض»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن