hyracoid
معنی فارسی
رجوع شود به hyrax
وابسته به خرگوش کوهي
معنی کامل و مثالها
/hī´rǝ koid´/n., adj.
● رجوع شود به: hyrax
● وابسته به خرگوش کوهی
رجوع شود به hyrax
وابسته به خرگوش کوهي
/hī´rǝ koid´/n., adj.
● رجوع شود به: hyrax
● وابسته به خرگوش کوهی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن