دیکشنری فارسی

i provided for his safety

معنی فارسی

وسائل سلامت او را فراهم کردم

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن