پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
i warned him OF danger
معنی فارسی
او را از خطرآگاهي دادم
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن