پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
i was prostrated by fever
معنی فارسی
تب مرا از پا انداخت ، از شدت تب از پا درآمدم
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن