i.f.f. system معنی فارسی دستگاه تشخيص واژههای دیگر با معنی «دستگاه تشخيص» optical recognition device دستگاه تشخيص نوري frequency discriminator دستگاه تشخيص دهنده فرکانس transponder tango دستگاه تشخيص دشمن و خودي مدل اوليه transponder sierra دستگاه تشخيص دشمن و خودي مدل پيشرفته wreckage locator دستگاه تشخيص محل ترکيدگي لوله هاي آب isotherm follower نمايانگر ايزوترمال، دستگاه تشخيص سطوح هم حرارت آب دريا PDA حروف اختصاري Personal Digital Assistant، نام نوعي، کامپيوتر دستي سبک وزن است که براي کاربردهاي شخصي