دیکشنری فارسی

ic_

معنی کامل و مثال‌ها

/ik/

● پسوند:

● (صفت‌ساز) وابسته به، - ی، از [volcanic]، ناشی از [anaerobic]، دارای، - ساز [dactylic]، (شیمی) گرفته شده از [nitric]

● (اسم ساز) شخص یا چیز: دارای، تحت تاءثیر [paraplegic] پیرو، هوادار [Gnostic]، متعلق به، ویژه‌ی [cynic یا Philippic یا patronymic]، موجب، - آور [hypnotic]

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن