ice push معنی فارسی فشار يخ واژههای دیگر با معنی «فشار يخ» ice point دماي تعادل مخلوط آب و يخ در فشار، استاندارد carburetor icing کاهش ناگهاني دما و احتمالا ايجاد بلورهاي، يخ در اثر کاهش فشار در لوله ونتوري poke-check فشار آوردن به گوي با چوب براي دور کردن، آن از حريف (هاکي روي يخ)