دیکشنری فارسی

iceskate

معنی کامل و مثال‌ها

vi.

● روی یخ اسکی کردن، یخسکی (یخ اسکی) کردن، پاتیناژ کردن ice skater

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن