دیکشنری فارسی

id_

معنی کامل و مثال‌ها

/id, ǝd/

● پسوند:

● وابسته به، متعلق به، (نجوم) شهابی که از استارگان (مجمع‌الکواکب) بخصوصی می‌آید [leonid]، (زیست‌شناسی) ذره، خردیزه، پاریزه، جسم [energid]، (پزشکی) واکنش آزیری (آلرژیک) پوست بدن -2(جانورشناسی) نشان وابستگی به گروه ویژه‌ای [-3 [ephemerid (شیمی) رجوع شود به: -ide

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن