دیکشنری فارسی

ideality

معنی فارسی

معنويت ، معنوي بودن ، برابري با کمال مطلوب ،

قوه تصور

معنی کامل و مثال‌ها

/ī´dē al´ǝ tē/n., pl.

مینوش، مینویی بودن، پندار وارگی

آرمان‌وارگی

تخیل، ناواقعیت، ناهستومندی

ریشه و کاربرد

Noun

The quality or state of being ideal.

ریشه

From 'ideal' + '-ity'. First known use in 1795.

مثال

  • The ideality of his vision was breathtaking.
  • She was drawn to the ideality of the concept.
  • The ideality of the situation was not lost on him.

ترکیب‌های رایج

Ideality of vision Ideality of concept Ideality of situation

مترادف‌ها

noun
Imagination, conception, invention, fancy.

واژه‌های دیگر با معنی «معنويت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن