idealize
UKaidiəlaiz
USaı'di:'laız
معنی فارسی
به کمال مطلوب رسانيدن ، تصور کردن ،
حالت خيالي دادن (به)
معنی کامل و مثالها
/ī dē´ǝl īz´/vt., vi.
● آرمانی کردن، ایدهآل کردن، بیکاستی پنداشتن، بینقص نشان دادن
as a child, I idealized my father
در کودکی پدرم را بینقص میپنداشتم.
the book gives an idealized picture of rural life
آن کتاب تصویری آرمانی از زندگی روستایی ارایه میدهد.
● به روش آرمانگرایانه نشان دادن یا رفتار کردن، آرمانگرایی کردن
● (فلسفه) پنداره گرایی کردن، مینوگرایی کردن
* idealized reason
خرد مینونده، استدلال آرمان گرایانه
ریشه و کاربرد
ریشه
From 'ideal' + '-ize' suffix.
مثال
- She tends to idealize her job.
- Don't idealize the past.
- He tends to idealize his heroes.
ترکیبهای رایج
Idealize the Idealize a Idealize his/her
تعریف انگلیسی
verb
- consider or render as ideal “She idealized her husband after his death” “Verb Frames:” “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody”
- form ideals “Man has always idealized” “Verb Frames:” “Somebody ----s”