دیکشنری فارسی

idealize

UKaidiəlaiz USaı'di:'laız

معنی فارسی

به کمال مطلوب رسانيدن ، تصور کردن ،

حالت خيالي دادن (به)

معنی کامل و مثال‌ها

/ī dē´ǝl īz´/vt., vi.

آرمانی کردن، ایده‌آل کردن، بی‌کاستی پنداشتن، بی‌نقص نشان دادن

as a child, I idealized my father

در کودکی پدرم را بی‌نقص می‌پنداشتم.

the book gives an idealized picture of rural life

آن کتاب تصویری آرمانی از زندگی روستایی ارایه می‌دهد.

به روش آرمان‌گرایانه نشان دادن یا رفتار کردن، آرمان‌گرایی کردن

(فلسفه) پنداره گرایی کردن، مینوگرایی کردن

* idealized reason

خرد مینونده، استدلال آرمان گرایانه

ریشه و کاربرد

ریشه

From 'ideal' + '-ize' suffix.

مثال

  • She tends to idealize her job.
  • Don't idealize the past.
  • He tends to idealize his heroes.

ترکیب‌های رایج

Idealize the Idealize a Idealize his/her

تعریف انگلیسی

verb
  1. consider or render as ideal “She idealized her husband after his death” “Verb Frames:” “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody”
  2. form ideals “Man has always idealized” “Verb Frames:” “Somebody ----s”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن