دیکشنری فارسی

ideally

UKidiæliː USaı'di:lı

معنی فارسی

مطابق آرزو يا کمال مطلوب ، به طور کامل ، فکراً

معنی کامل و مثال‌ها

/ī dē´ǝl ē/adv.

به طور دلخواه، دلپسندانه، به طور ایده‌آل، به طور آرمانی، در وضع مطلوب

در تئوری، فرضا، نگره‌ای

ریشه و کاربرد

Adverb

In a perfect world; if everything were as you would like it.

ریشه

From the word 'ideal' + '-ly'.

مثال

  • Ideally, we should leave before 10 am.
  • Ideally, I'd like to live in a beach house.
  • The soup is ideally served hot.

ترکیب‌های رایج

Ideally suited Ideally placed Ideally positioned

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن