دیکشنری فارسی

idioblast

معنی فارسی

جدا تنده گزين تنده

معنی کامل و مثال‌ها

/id´ē ō blast´/n.

● (گیاه‌شناسی) جدا تنده، گزین تنده

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن