دیکشنری فارسی

idiocrasy

معنی فارسی

حالت (مزاجي) ويژه حالت مخصوص طبيعت ويژه طرز فکر ويژه

مترادف‌ها

noun
Peculiarity, idiosyncrasy, peculiar temperament.

واژه‌های دیگر با معنی «حالت (مزاجي) ويژه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن