دیکشنری فارسی

idol

UKaidl US'aıdəl

معنی فارسی

بت صنم خداي دروغ پيکر تنديس مجسمه خيال استدلال غلط

معنی کامل و مثال‌ها

/īd´'l/n.

● بت

they worshipped wooden idols

آنان بت‌های چوبی را می‌پرستیدند.

● (در مذاهب یکتاپرست - هر الهه یا دارگونه یا خدا به جز خداوند یکتا) خدای دروغین

● (هرچیزی که زیاده تحسین و تقدیس شود) صنم، پرسته

this actor is now the idol of the young people

این هنرپیشه اکنون معبود جوانان است.

● عقیده‌ی باطل (که موجب اشتباه در استدلال یا تفکر شود)، دژ اندیشه

● (قدیمی - هر چیزی که وجود ندارد ولی دیده می‌شود مانند تصویر روی آینه) ناهستو، ناهست

● (مهجور) تندیس، پیکره

● (مهجور) دغلکار، شیاد

ریشه و کاربرد

ریشه

From Old French 'idole', from Latin 'idolum', from Greek 'eidōlon', meaning 'image, idol'.

مثال

  • The ancient temple was filled with idols.
  • She is an idol to many young girls who aspire to be singers.
  • The idol of the deity was made of gold.

ترکیب‌های رایج

Worship an idol Become an idol Idol of worship Music idol Sport idol

تعریف انگلیسی

noun
  1. a material effigy that is worshipped “thou shalt not make unto thee any graven image” “money was his god”
  2. someone who is adored blindly and excessively
  3. an ideal instance; a perfect embodiment of a concept

مترادف‌ها

noun
1. Pagan, deity, false god.
2. Falsity, illusion, delusion, deluding assumption.
3. Favorite, pet, darling.

واژه‌های دیگر با معنی «بت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن