ill favored
معنی فارسی
غير جذاب ، بد برخورد، زشت ،
داراي صورت ناهنجار و زننده ، نامطلوب ،
نامساعد، نگون بخت.
مترادفها
adjective
Ugly, homely, plain, ill looking.
غير جذاب ، بد برخورد، زشت ،
داراي صورت ناهنجار و زننده ، نامطلوب ،
نامساعد، نگون بخت.
adjective
Ugly, homely, plain, ill looking.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن