دیکشنری فارسی

ill-boding

معنی کامل و مثال‌ها

/-bōd´iŋ/adj.

● بد شگون، بد یمن، بد طالع

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن