دیکشنری فارسی

illuminative

UKiluːminətiv

معنی فارسی

روشن سازنده روشني بخش مايه روشني موجب تنوير افکار

معنی کامل و مثال‌ها

/i lōō´mǝ nāt´iv, -nǝ tiv/adj.

● روشن‌نما، روشنگر، فروزان

واژه‌های دیگر با معنی «روشن سازنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن