illuviation معنی فارسی رسوب ته نشيني ابرفت. معنی کامل و مثالها /i lōō´vē ā´shǝn/n.● (زمینشناسی) زیرآبرفت واژههای دیگر با معنی «رسوب» dreg رسوب، درده، ته نشين percipitate رسوب، رسوب کردن fouling رسوب، درده . sedimentation رسوب سازي، لاي گيري، دردگيري silt sump چاهک رسوب، چاهک تهنشيني oil sludge رسوب روغن silt pit چاله رسوب settling basin حوضچه رسوب، حوضچه تهنشيني accretionof silt رسوب زدائي mud valve دريجه رسوب