illy
معنی فارسی
ناخژش مريض بد مضر زيان اور اسيب بدبختي ها ناشايسته نادرست
معنی کامل و مثالها
/il´lē/adv.
● (محلی) به طور بد، به بدی
ناخژش مريض بد مضر زيان اور اسيب بدبختي ها ناشايسته نادرست
/il´lē/adv.
● (محلی) به طور بد، به بدی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن