image point معنی فارسی نقطه تصوير واژههای دیگر با معنی «نقطه تصوير» image element نقطه تصوير ground position ايستگاه زميني، نقطه تصوير زميني هواپيماي در حال عکاسي pixel پيکسل، سلول تصوير، نقطه