imbrute
معنی فارسی
وحشي يا حيوان صفت کردن ، وحشي شدن ،
وحشي گيري کردن
معنی کامل و مثالها
/im brōōt´/vt., vi.
● سبع شدن یا کردن، ددمنش کردن یا شدن
مترادفها
verb active
Brutify, brutalize.
وحشي يا حيوان صفت کردن ، وحشي شدن ،
وحشي گيري کردن
/im brōōt´/vt., vi.
● سبع شدن یا کردن، ددمنش کردن یا شدن
verb active
Brutify, brutalize.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن