دیکشنری فارسی

imide

معنی فارسی

ايميد

معنی کامل و مثال‌ها

/im´īd´, -id/n.

● (شیمی) ایمید (ترکیب آلی دارای بنیان دو ظرفیتی NH که با دو بنیان اسیدی آمیخته است)

ریشه و کاربرد

ریشه

From imido- +‎ -ide.

مثال

  • Phthalimide is an example of an imide compound.
  • The imide group is commonly found in polymers.

تعریف انگلیسی

noun
  1. any of a class of organic compounds that contain the divalent radical -CONHCO-

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن