imido
معنی فارسی
وابسته به ايميدها ايميدي
معنی کامل و مثالها
/im´i dō´, i mē´dō´/adj.
● (شیمی) وابسته به ایمیدها (imide)، ایمیدی
وابسته به ايميدها ايميدي
/im´i dō´, i mē´dō´/adj.
● (شیمی) وابسته به ایمیدها (imide)، ایمیدی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن