دیکشنری فارسی

immedicable

معنی فارسی

بي درمان درمان ناپذير علاج ناپذير بهبودي ناپذير

معنی کامل و مثال‌ها

/im med´i kǝ bǝl/adj.

بی‌درمان، بی‌چاره، بی‌علاج

واژه‌های دیگر با معنی «بي درمان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن