دیکشنری فارسی

immensely

UKimensəliːritʃ USı'menslı

معنی فارسی

بي اندازه زياد بسيار بطور وسيع بطور پهناور

ریشه و کاربرد

Adverb

To a great extent; extremely

ریشه

From the adjective 'immense' + -ly

مثال

  • She was immensely proud of her achievements.
  • The concert was immensely popular.
  • He enjoyed the book immensely.

واژه‌های دیگر با معنی «بي اندازه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن