immersible
معنی فارسی
فرو کردني زير آب کردني آب ايمن
معنی کامل و مثالها
/im mu_rs´ǝ bǝl, i mu_rs´-/adj.
● (در آبگونه) فرو کردنی، زیر آب کردنی، (ابزار الکتریکی و غیره که میتوان آن را زیر آب هم کرد و به کار برد) آب ایمن، گرم کنندهی شناور
immersible electric appliances
ابزار برقی ضد آب