دیکشنری فارسی

immersible

معنی فارسی

فرو کردني زير آب کردني آب ايمن

معنی کامل و مثال‌ها

/im mu_rs´ǝ bǝl, i mu_rs´-/adj.

● (در آبگونه) فرو کردنی، زیر آب کردنی، (ابزار الکتریکی و غیره که می‌توان آن را زیر آب هم کرد و به کار برد) آب ایمن، گرم کننده‌ی شناور

immersible electric appliances

ابزار برقی ضد آب

واژه‌های دیگر با معنی «فرو کردني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن