immiseration
معنی فارسی
بيچاره سازي بدبخت شدگي بينوايي درماندگي
معنی کامل و مثالها
/i miz´ǝr ā´shǝn/n.
● بیچاره سازی، بدبخت شدگی، بینوایی، درماندگی (immiserization هم مینویسند)
بيچاره سازي بدبخت شدگي بينوايي درماندگي
/i miz´ǝr ā´shǝn/n.
● بیچاره سازی، بدبخت شدگی، بینوایی، درماندگی (immiserization هم مینویسند)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن