imp (1)
معنی کامل و مثالها
● مخفف:
● ضروری، فرمانی، امری
● ناقص
● امپراتوری
● غیرشخصی
● وارد کردن (کالا و غیره)
● وارد کننده
● مخفف:
● ضروری، فرمانی، امری
● ناقص
● امپراتوری
● غیرشخصی
● وارد کردن (کالا و غیره)
● وارد کننده
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن