دیکشنری فارسی

imp (1)

معنی کامل و مثال‌ها

● مخفف:

● ضروری، فرمانی، امری

● ناقص

● امپراتوری

● غیرشخصی

● وارد کردن (کالا و غیره)

● وارد کننده

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن