impanelment معنی فارسی در صورت نوشتن ، جزو صورت نوشتن ، نان نويسي کردن (از) واژههای دیگر با معنی «در صورت نوشتن» impanel در صورت نوشتن، جزو صورت نوشتن، نان نويسي کردن (از) enrol نام نويسي کردن، اسم نويسي کردن، در صورت نوشتن nonoverlap processing روشي که به وسيله آن خواندن، نوشتن و، پردازش داخلي فقط در يک اسلوب سري صورت inscribe نوشتن، نقش کردن، نام نويسي کردن از