دیکشنری فارسی

imparadise

معنی فارسی

بهشتي کردن بهشت کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/im par´ǝ dīs´/vt.

● تبدیل به بهشت کردن، بهشتی کردن

● بسیار خوشحال کردن، مشعوف کردن

مترادف‌ها

verb active
Put in paradise, enrapture, raise to bliss, transport, enravish, ravish, exalt to supreme felicity.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن