impark
معنی فارسی
در محوطه نگاه داشتن ، در اغل گذاشتن ،
با چينه محصور کردن ، چينه کشيدن
معنی کامل و مثالها
/im pärk´/vt.
● (قدیمی)
● زمین را محصور و تبدیل به پارک کردن
● (جانوران را) در پارک یا حصار نگهداری کردن
در محوطه نگاه داشتن ، در اغل گذاشتن ،
با چينه محصور کردن ، چينه کشيدن
/im pärk´/vt.
● (قدیمی)
● زمین را محصور و تبدیل به پارک کردن
● (جانوران را) در پارک یا حصار نگهداری کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن