دیکشنری فارسی

impark

معنی فارسی

در محوطه نگاه داشتن ، در اغل گذاشتن ،

با چينه محصور کردن ، چينه کشيدن

معنی کامل و مثال‌ها

/im pärk´/vt.

(قدیمی)

زمین را محصور و تبدیل به پارک کردن

(جانوران را) در پارک یا حصار نگهداری کردن

واژه‌های دیگر با معنی «در محوطه نگاه داشتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن