دیکشنری فارسی

impeachable

UKimpiːtʃəbl

معنی فارسی

قابل اتهام مشکوک قاب ترديد قابل تعقيب

معنی کامل و مثال‌ها

/im pēch´ǝ bǝl/adj.

قابل بردن به دادگاه اداری، قابل اتهام، قابل استیضاح

an impeachable act

کاری که به خاطر آن می‌توان کارمند را به دادگاه ویژه برد

واژه‌های دیگر با معنی «قابل اتهام»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن