imperator
معنی فارسی
امپراطور فرمانده
معنی کامل و مثالها
/im´pǝ rā´tôr´, -rä´-; -tǝr/n.
● (روم باستان) عنوانی که در آغاز به سپهسالاران و بعدا به امپراتوران داده میشد
امپراطور فرمانده
/im´pǝ rā´tôr´, -rä´-; -tǝr/n.
● (روم باستان) عنوانی که در آغاز به سپهسالاران و بعدا به امپراتوران داده میشد
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن