impermanently
UKimpəmənentliː
معنی فارسی
ناپايدار بي دوام غير دائمي بي ثبات
ناپايدار بي دوام غير دائمي بي ثبات
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن