impetration معنی فارسی لابه استغاثه در خواست التماس تحصيل بدرخواست واژههای دیگر با معنی «لابه» imploringly لابه کنان، با لابه، استغاثه کنان impetrative لابه اميز، استغاثه اميز impetratory لابه اميز، استغاثه اميز imploration لابه التماس، استغاثه، در خواست impetrate با لابه بدست اوردن، لابه يا استغاثه کردن blowby فرار گازهاي نسوخته از لابه لاي رينگهاي، پيستون به، درون جعبه دنده . supplicate درخواست، لابه، التماس supplication درخواست، لابه، التماس implore در خواست کردن از، لابه کردن به، التماس کردن به obsecration دعا يا مناجاتي که با کلمه by يعني بحف آغاز، ميگرد د، لابه