دیکشنری فارسی

implosive

UKimplousiv

معنی فارسی

بندشي انسدادي - انفجاري درون انسدادي

معنی کامل و مثال‌ها

/im plō´siv/adj., n.

● (آوا شناسی) بندشی، انسدادی - انفجاری، درون انسدادی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن