دیکشنری فارسی

impone

معنی فارسی

تسجيل کردن گذاردن تکليف کردن شرط بندي کردن.

معنی کامل و مثال‌ها

/im pōn´/vt.

● (مهجور) شرطبندی کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن